تبليغاتX
Eshghe ahane - سفر ایستگاه

Eshghe ahane

 

قطار میرود

 

تو می روی

 

تمام ایستگاه می رود

 

 

و من چقدر ساده ام

 

که سالهای سال

 

در انتظار تو

 

کنار این قطار رفته ایستاده ام

 

و هم چنان

 

به نرده های ایستگاهِ رفته

 

تکیه دادم ...

 

-------------------------------------

میتوان تنها شد

 

میتوان ، زار گریست

 

میتوان ، دوست نداشت و دل عاشق آدمها را ، زیر پا له کرد !

 

میتوان چشمی را ، به هیا هوی جهان خیره گذاشت .

 

میتوان صد ها بار ، علت غصه دل را فهمید !

 

میتوان ...

 

میتوان بد شد و بد دید و بد اندیشه نمود !

 

آخرش هم تنها ، میتوان تنها رفت ...

 

با جهانی همه اندوه و غم و بد بختی ...

 

یادگاری ؟! همه جا تلخی و سردی و غرور

+ نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386 6:38 توسط صامت(رهی) |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

من یک بوته گل سرخ بر بالای تپه نیستم.
بوته خاری هستم در ته دره .
ولی همیشه سعی میکنم بهترین خار دنیا باشم.


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

اردیبهشت 1387

آذر 1386
آبان 1386



عاشقانی دیگر

پرستوی مهاجر عزیز
نقاشی
هر كجا هستم باشم
اونی که همه وجودمه
کوچه پشتی
صامت
فرشته ای عشق (angel love)
حرفهای دل
و بعد رفتنت باران چه معصومانه بارید
دختر ابی پوش
eshgh.ashegh.mashogh
عاشق تنها
دخترانه
دختر خطرناک
ترانه
قــــــلم دونی من ...........
سنتور
سایت رسمی استاد پرویز مشکاتیان
d0khtaran-e-M0J
عشق فرجام یافته
چشمهای خیس
به سوی رویان
یکی بود یکی نبود
خیالگونه
شعر گونه ها
با زورق خاطراتم به دریای فردا میرانم
عشق؟؟!!! ؛ شاید همه چیز ....
مرجانه
لحظه های ما
رویای باد ...
به یاد رفتگان
بانوی بی نشان
در به در کوچه تنهاییم
حرفهای یک عدد الهه ناز
بهار ميرود خزان مي رقصد تو چرا ...؟؟؟
سیگاری
سبکی تحمل ناپذیر هستی
شعرگونه ها
بلور صخره
خاطره
NiLoOFArANeH
قاصد دوستی
عشقولی


    تعداد بازديدها: